قلمرو كوهستاني ايران بر آن است تا از اين پس با همكاري "داود محمدي فر"،
برگ هايي از تاريخ كوهنوردي ايران را از ميان يادداشت ها و كتب منتشر شده وي به صورت هفتگي منتشر كند.
اين مطالب عموماً از كتاب هاي "تاريخ كوهنوردي در ايران" ،
"روزشمار تاريخ كوهنوردي و غارنوردي ايران" و كتاب هاي زير چاپ "كوه بانو"
(تاريخ كوهنوردي زنان ايران) ، " فرهنگ كوهنوردي و غارنوردي ايران" و "تقويم تاريخ
كوهنوردي ايران" استخراج شده اند. فهرست منابع و مراجع مطالب مزبور در كتاب هاي فوق الذكر
درج شده اند.
مديريت سايت – آذر 1385
7 دی 1385
روز پنجشنبه، 7 دی سال 1385 حسن رفيع و فرهود فرهادی به ترتيب عضو خانهی کوهنوردان تهران و باشگاه کوهنوردان آرش، اولين گذر زمستانهی خطالراس سرکچال به آزادکوه را از روستای شمشک آغاز کردند و در زمان 9 روز و 8 شب به انجام رساندند.
آنان با طی مسيری در حدود 56 کيلومتر، روز جمعه پانزدهم دی ماه خود را به روستای کلاک از توابع شهرستان نور استان مازندران رساندند. اين خطالراس از نظر ميانگين بلندی قلهها، مرتفعترين خطاالراس بخش مرکزی رشتهکوه البرز محسوب میشود. اين ميانگين نزديک به 4200 متر است.
در اين مسير، قلههای سرکچال (4210 متر)، سياهغار (4125 متر)، برج (4325 متر)، خلنو (4375 متر)، ميشچال (4253 متر)، پالون گردن (4203 متر)، خرسنگ (4250 متر)، نرگسها (4206 متر) و آزادکوه (4395 متر) وجود دارند.
20 دی 1380
روز پنجشنبه، 20 دی سال 1380، کوهنوردان دانشگاه صنعتی شريف با هدف صعود دیوارهی علمکوه در فصل زمستان، راهی منطقهی تخت سلیمان در بخش غربی رشتهکوه البرز شدند.
آنها صعود خود را از مسير "لهستانیها-1352" آغاز کردند و پس از رسيدن به تاقچهی "قمقمه" در ميانهی ديواره، صعود خود را از مسير "شکوه" تا رسيدن به قلهی 4868 متری علمکوه ادامه دادند.
عليرضا خيرخواه، حسين محمديان، بابک ضيا، مرتضی نويدی، مهدی يگانه، علی پيرايش و بويه ساداتنيا به سرپرستی جواد سليمانی اعضای اين تيم بودند که پس از 14 روز تلاش، روز سوم بهمن موفق به خروج از ديواره شدند.
15 دی 1379
روز پنجشنبه 15 ديماه، نخستين جلسهی مجمع عمومی انجمن کوهنوردان ايران، ساعت 3 بعدازظهر، در محل آمفیتئاتر مجموعهی ورزشی انقلاب تهران
برگزار شد.
در اين گردهمايی که حدود سيصد نفر از کوهنوردان شهرهای تهران، کرج، همدان، مشهد، خرمآباد، سنندج، شاهرود، بروجن، تبريز، زنجان، اراک
، رامسر، اصفهان، شهرکرد، سراب، رشت، آمل و تاکستان حضور داشتند، پس از توزيع برگههای درخواست عضويت، 16 نفر نامزد عضويت در
هيأت مديرهی انجمن شدند و 257 نفر در رایگيری شرکت نمودند. در نتيجهی شمارش آرا، اعضای هيات مديره به شرح زير انتخاب شدند.
ابراهيم بابايی عمامهيی با 172 رای، ابوالفضل عظيمی با 172 رای، عباس محمدی با 170 رای، محمدتقی بهرهور با 147 رای، ناهيد جوکار با
142 رای، حسن زرينقلم با 132 رای و فروزان زيادلو با 96 رای به عنوان اعضای اصلی هيات مديره، احمد اخوان با 81 رای و جلال افتخاری
با 74 رای به سمت اعضای علیالبدل، جلال فروزان با 159 رای به سمت بازرس و محمدعلی رودی با 69 رای بهعنوان بازرس علیالبدل انتخاب
شدند.
در پايان رياست هيات مديرهی انجمن کوهنوردان ايران به ابوالفضل عظيمی، نيابت آن به حسن زرين قلم و خزانهداری آن به عباس محمدی
سپرده شد.
30 دی 1371
از [روز چهارشنبه،] 30 دی تا [روز دوشنبه،] 5 بهمن [سال 1371]، جلال چشمهقصابانی، کاظم عرب
حسين غلامی، ايرج صفادوست و حميدرضا اولنج، نخستين پيمايش زمستانی خطالراس کلاه قاضی، يخچال، کلاغ
لان، دايم برف و قزل ارسلان را در منطقهی الوند [استان همدان] انجام دادند.
به فاصلهی چند روز پس از اين صعود کوهنوردان همدان، ابراهيم بابايی و فريدون اسمعيلزاده از
گروه [کوهنوردان] آرش به همراه تعدادی از کوهنوردان گروه بابک [همدان، از جمله] محمود
چوبريزان همين خطالراس را پيمودند.
22 دی 1363
روز بيست و دوم دی، کوهنوردان گروه آرش، عباس محمدی سرپرست، مسعود مهرنوش، فرهاد محبی و
هومان لواسانی با شيوهی سبکبار، بدون هيچگونه بارگذاری قبلی و ثابتگذاری، يا رفت و برگشت
روی مسير و فقط با اتکای به خود، به قصد صعود به قلهی «دوبرار» از ده «لاسم» به راه افتادند.
روز بعد را به علت توفان و بارش شديد برف در چادر گذراندند. لواسانی صبح روز سوم حال خوبی
نداشت که به پايين برگشت.
بقيه پس از صعود روی يک برج سنگی چادر زدند. در ساعات اوليهی صبح روز چهارم، چادر بهطور
کامل زير برف بود، به زحمت از چادر بيرون زدند، امکان پيشروی صفر بود، برف مانند گردباد رو
به بالا در حرکت بود و به اين مجموعه غرش رعد هم اضافه شد.
روز پنجم در باد بسيار شديد، قسمتهای سنگی پشت سر گذاشته شد. در پای صخرههای منتهی به قله
چادر زدند. هنگام نصب چادر، دو انگشت محمدی به علت برخورد با ديرک فلزی سرمازده شد و تاول
زد.
روز ششم قله صعود شد و در باد شديد، سه صعودکننده ستيغ زيبای «دوبرار-چنگيزچال» را رد کردند و از يال شمالی اين کوه پايين آمدند و زير بارش سنگين برف حدود ساعت 10 شب به ده لاسم رسيدند.
دی ماه 1355
در اواخر ماه ، جلال رابوکی ، محمود افغان و مجید عبدالهی پس از راهیابی به دره یخار از استله سر و رساندن خود به زیر گرده شرقی ،
به دلیل برخورد با هوای خراب و طوفان از طریق یکی از دهلیزهای سمت شمال در حوالی پناهگاه ، سه روز چادر زده و سپس به استله سر
بازگشتند. این تلاش ناموفق را می توان تنها اقدام زمستانی بر روی دره بزرگ یخار به حساب آورد.
13 دی 1353
روز سیزدهم ماه ، طی یک فاجعه کوهنوردی و انسانی ، ناصر ملک محمدی کوهنورد فداکار گروه کوهنوردی کاوه همراه کوهنوردان گم شده و
متفرقه در ضلع شما ل شرقی توچا ل به علت سرمای شدید جان باختند. ملک محمدی به خاطر نجا ت کوهنوردان حتی لباس های خود را به آنان
پوشاند ولی به جهت طوفان شديد خود فدای آنان شد.
در همین روز کوهنوردان کانون کوهنوردان ثهران ، فاطمه میریان ، جعفر فولادی ، احمد گلابی و محمدرضا فرشادمهر براثر سقوط بهمن در
ارتفاعات غار یخ مراد با زندگی وداع کردند. پس از اطلاع رسانی ، کوهنوردان کانون و دیگر یاری دهندگان به همراه محمد حسین خوان
یغما به محل حادثه عزیمت نموده و فوت شدگان را به تهران انتقال دادند.
7 دی 1350
روز هفتم ديماه [سال 1350 هجری خورشيدی]، پنج نفر از کوهنوردان، علی اصغر اميننيا، ناصر
رستمی، حسين دانشمند، حبيباله جهانکار و مهدی مکری، از طريق بيروت و قاهره به کشور کنيا
عزيمت نمودند.
[در اين سفر آنها توانستند برای اولين بار در تاريخ کوهنوردی ايران قلههای "کنيا"
به ارتفاع 5200 متر و قلهی "اوهورو" به ارتفاع 5850 متر را صعود کنند. اين دو قله
بلندترين قلههای قارهی آفريقا هستند].
صعود اين اکيپ به قلهی "اوهورو" که بلندترين نقطهی کوه کليمانجارو میباشد، يک
هفته زمان برد.
قلمرو کوهستانی ايران: بخشی از اطلاعات اين مطلب شامل ارتفاع قلل تغيير
کرده است. بنابراين برای تصحيح اين موارد ناچار متن هم تغيير کرده است.
دی ماه 1349
مهندس ابوالقاسم نوروزی چهرهی سرشناس ورزش کوهنوردی به سمت رياست فدراسيون کوهنوردی منصوب
شد که تا تاريخ اسفند ماه 1350 در اين پست مسووليت داشت. [وی دوازدهمين رييس فدراسيون
کوهنوردی ايران بود].
هيات رييسهی فدراسيون در اين زمان عبارت بود از: جليل کتيبهای معاون، پرويز شيوری دبير،
ناصر رستمی کميتهی فنی، فرخ رحمدل خزانهدار، جمشيد فيضی مسوول کميتهی روابط عمومی، وارطان
زاکاريان مسوول کميتهی ارتباطات خارجی، علی اصغر اميننيا مسوول کميتهی ارتفاعات بلند و
هيماليا، منوچهر ابوالملک مسوول کميتهی شهرستانها و حسين رضايی سرپرست مربيان.
30 دی 1348
روز سهشنبه، 30 دی جلسهی عمومی فدراسيون کوهنوردی کشور با رياست تيمسار موسی رحيمی لاريجانی تشکيل شد. موضوع محوری اين نشست، فعاليت گروهی از کوهنوردان تهران در منطقهی تخت سليمان و تلاش برای صعود زمستانی قلهی علم کوه بود.
تيمسار لاريجانی ضمن اظهار خوشوقتی از موفقيت شرکتکنندگان در برنامهی زمستانی سال 1347 که با کمک راهنمايان منطقه نخستين صعود زمستانی قلهی تخت سليمان را انجام داده بودند، از فداکاری کوهنوردان در احداث پناهگاه "علمچال" تشکر کرد و مبلغ پنجاه هزار رسال در اختيار بهمن شهوندی، سرپرست اين گروه قرار داد.
در ادامهی اين جلسه، پس از سخنرانی مهندس نوروزی، نايب رييس وقت فدراسيون، فيلم ويدئويی برنامهی سال گذشته نمايش داده شد. علاوه بر مسوولين فدراسيون، بهمن شهوندی، حسين عديلی، فريدون نجاح، جمشيد عبدالهی، ناصر حيدرپور، محمد شاهپسندی، رافيک ميناسيان، ماردوروسيان، جليل انفرادی، احمد فرزيننيا و ناصر گارسچی در اين گردهمايی حضور داشتند، که آن روزها با عنوان "گروه فتح زمستانی" برای صعود زمستانی قلهی علمکوه از مسير گردهی آلمانها بودند.
قلمرو کوهستانی ايران: پناهگاه مزبور در تابستان سال 1347 بهمنظور تسهيل صعود گروه فتح زمستانی از مسير گردهی آلمانها ساخته شد. اين محل سالها بعد به علت فرو ريختن بهمن از دامنههای قلهی شانهکوه از بين رفت. کوهنوردان امروز بقايای اين پناهگاه را "سکوی علمچال" مینامند.
دی 1339
غار چاه مرگ در 54 کيلومتری غرب شهر شيراز، در نزديکی دهکدهای به نام شول واقع در بخش "دشمن زياری" در مجاورت جادهی سپيدان، توسط کوهنوردان هيات کوهنوردی فارس به سرپرستی احمد معرفت کشف گرديد.
برای ورود به چاه، حتما بايد از وسايل فنی استفاده کرد و بدون طناب امکان ورود به آن ميسر نيست. ابتدا بايد در حدود 25 متر با طناب فرود رفت، سپس راه اصلی در طرف راست ديده میشود. درون چاه کبوتران زيادی ديده میشود. در انتهای چاه جمجمههای انسانی پيدا شد که به شيراز حمل و در موزهی کوهنوردی گذاشته شد.
10 دی 1272
روز دهم ماه، آخرين روز سال ميلادی، ژنرال سر پرسی سايکس، سياح انگليسی به قلهی تفتان صعود کرد و چنين نوشت:
" در بلوچستان کوهنوردی از کارهای خيلی مشکل است، با اينحال ما تصميم گرفتيم که خود را به قلهی "همنت" رسانیده و
به تماشای اطراف بپردازيم. در مراجعت از بالای کوه به وضع بد مواجه شديم و من بالاخره با يک کفش و لباس پاره پاره به پايين رسيدم.
روز بعد به حوزهی کوه "پنج انگشت" رسيديم. اسداله خان سعی داشت ما را از صعود قلهی تفتان منع کند و میگفت انجام اين
کار، آن هم در قلب زمستان، خالی از اشکال نخواهد بود. مقارن غروب به قريهی محقر "وراج" رسيديم. "برزير کريک"
همنورد سايکس بدبختانه پايش مجروح و خلاصه لنگ شده بود. طولی نکشيد به نقطهای موسوم به "بند گلو" رسیدیم. هزار پا بالای
کوه مستور از خاکستر سفيدرنگی است که از دور به برف شباهت دارد،از همين رو اشخاص تصور میکنند که این کوه هميشه مستور از برف است.
ساعت 2 بعدازظهر پس از 8 ساعت کوهنوردی به قلهی کوه رسيديم و معلوم شد که کوه تفتان دو نوک دارد و نوک شمالی آن معروف به "
زيارت کوه" اندکی مرتفعتر از دیگری است و نوک جنوبی آن که اين همه راه برای تماشای آن آمده بودیم، آتشفشانی است. اين دومی
موسوم به "مادرکوه" است که در جنوب شرقی "صبح کوه" واقع شده و مغرب آن نيز "نرکوه"
قرار گرفته و هيچیک از آنها بهجز "مادرکوه" که آتشفشانی است، اهميت خاصی ندارند.[بهنقل از سفرنامهی سرپرسی سايکس يا ده هزار ميل در ایران، ترجمهی حسين نوری]"
|