قلمرو كوهستاني ايران بر آن است تا از اين پس با همكاري "داود محمدي فر"،
برگ هايي از تاريخ كوهنوردي ايران را از ميان يادداشت ها و كتب منتشر شده وي به صورت هفتگي منتشر كند.
اين مطالب عموماً از كتاب هاي "تاريخ كوهنوردي در ايران" ،
"روزشمار تاريخ كوهنوردي و غارنوردي ايران" و كتاب هاي زير چاپ "كوه بانو"
(تاريخ كوهنوردي زنان ايران) ، " فرهنگ كوهنوردي و غارنوردي ايران" و "تقويم تاريخ
كوهنوردي ايران" استخراج شده اند. فهرست منابع و مراجع مطالب مزبور در كتاب هاي فوق الذكر
درج شده اند.
مديريت سايت – آذر 1385
27 مهر 1380
روز جمعه، 27 مهرماه سال 1380 تيم ملی کوهنوردی بانوان کشورمان با سرپرستی ظريفه رحيمزاده بهقلهی 7161 متری پوموری در رشتهکوههای هيماليا در مرز تبت و نپال صعود کرد.
بانوان کوهنورد ايرانی پس از برپايی سه چادرگاه در ارتفاعهای 5750 متر، 6200 متر و 6750 متر و ثابتگذاری بخش قابل توجهی از مسير جبههی جنوبشرقی موفق به صعود اين قله شدند. همزمان، تيمهايی از کشورهای کره جنوبی، اسپانيا، نيوزلند، فنلاند، استراليا، آلمان، آفريقای جنوبی و انگليس نيز در منطقه حضور داشتند که هيچکدام موفق به صعود قله نشدند.
صديقه مقدم از آذربايجان، رضوان سلماسی از همدان، فاطمه بطحايی از مازندران، ليلا بهرامی، بهاره سينکی، زهرا نظری و فرخنده صادق هر چهار نفر از تهران اعضای اين تيم بودند که پس از برگزاری 7 اردو از بين 301 کوهنورد انتخاب شده بودند. آنها روز 2 مهر تهران را به مقصد کاتماندو، پايتخت نپال ترک کرده بودند.
27 مهر 1376
روز بيست و هفتم ماه، هنگامی گه يک گروه ده نفره، مجهز به وسايل فيلمبرداری و لوازم
غارنوردی از گروه کوهنوردی آزادگان مشهد، در تلاش بازديد از غار «پراو»
کرمانشاه بودند، سعيد امينی مربی کوهنوردی نيشابور، در ژرفای تاريک و سرد يکی از چاههای
عديده و مخوف غار سقوط نمود و جان به جان آفرين تسليم کرد.
مادر داغدار سعيد، در غمناکترين روزگار زندگی خود، کار زيبايی کرد که جامعهی کوهنوردان را
تحت تاثير قرار داد. وی گفت: «چون سعيد راه خود را انتخاب کرده بود و به کار و رشتهی
ورزشیاش عشق میورزيد، کليهی مخارج و هزينههای مراسم شب هفت فرزندم و وجه بيمهی ورزشی وی را
به هيات کوهنوردی نيشابور تقديم میکنم، تا برای آموزش جوانان در ورزش کوهنوردی استفاده
شود.»
23 مهر 1369
بيست و سوم ماه، هومن آپرين کوهنورد کشورمان، با عنوان اولين ايرانی بر قلهی اورست پا
گذارد. وی در اين صعود، سرپرستی يک تيم بينالمللی مرکب از کوهنوردانی از آمريکا، کانادا و
شوروی را به عهده داشت.
آپرين ابتدا، از جبههی برج جنوبی اورست بههمراه تيمش، شروع به صعود کرد، ولی بهعلت هوای
نامناسب و ريزش بهمن و مجروح شدن يکی از نفرات، مجبور به عقبنشينی و بازگشت به کمپ اوليه شد،
سپس با اخذ مجوز از دولت نپال، از خط الرأس جنوبی صعود را آغاز کردند. سرانجام، با تلاش
فراوان در ساعت 10:45 صبح 15 اکتبر سال 1990 قلهی اورست زير پای آپرين و همراهانش قرار
گرفت. نخستين صعود آپرين به هيماليا، قلهی نانگاپاربات بود که در سال 1983 درنورديده شد.
2 مهر 1342
روز سهشنبه، 20 مهر سال 1355، محمدجعفر اسدی نخستين کوهنورد هشت هزار متری ايران، همراه با کاگیياما، کوهنورد ژاپنی که در غالب تيم مشترک ژاپن و ايران به هيماليا رفته بودند، به قلهی 8163 متری مانسلو صعود کردند. اسدی دورهی کوهستانی ارتش را در سالهای 51 و 52 گذراند و به مدت سه ماه در دورههای کوهنوردی ارتش ايتاليا آموزش ديده بود.
تيم ايران به سرپرستی تيمسار محمد خاکبيز و عضويت مختار مهدیزاده، علی محمدپور، قاسم دادفرمای، يوسف هندی، بهزادی، محمدجعفر اسدی، جلال فروزان و ولفگانگ گورتر عازم صعود به قلهی تيز و يخزدهی مانسلو شده بودند.
2 مهر 1342
روز سهشنبه، 2 مهر سال 1342، کوهنوردان دانشکدهی دامپزشکی تهران، دکتر شهرابی، حسين گيلانپور، منوچهر نيزگری و جهانگير جوان، به سرپرستی دکتر اسماعيل اعتماد با همکاری نفيسی، معاون هيات کوهنوردی خراسان از غارهای مغان، آغل زری و مزدوران بازديد و در مورد خفاشهای اين سه غار به پژوهش و تحقيق پرداختند.
خفاشهای دو غار مزدوران و مغان، پس از مطالعه در آزمايشگاه جانورشناسی دانشکده، از گونههای خفاشهای بال بلند و همه از دو نژاد PALLIDUS و PULCHER بودند. در غار مزدوران علاوه بر خفاشهای مزبور، خفاشهای نعل اسبی بزرگ از گونهی ترکمنی تشخيص داده شد. در روز چهارم مهر نيز اين پژوهش ادامه داشت.
5 مهر 1341
روز پنجم ماه مهر سال 1341، اولين بازديد از غار علیسرد و غار سراب در منطقهی مهربان[بهفاصلهی 100 کيلومتری شمال همدان]، توسط هياتی مرکب از 14 نفر کوهنوردان همدان، حسين
واليزاده، حسين ضاعتی، تقی ابريشمی، اکبر صلاحی، حسينپور مسلمی، فريدون اسمعيلزاده، رجب
بختياری، محمد پرورن، حسين سعيديان، فريدون محمودی، صادق ابريشمی، کاظم ابريشمی و حسين ابريشمی
بهعمل آمد.
جالب است بدانيم، ظاهرا آب غار علیسرد از چشمههای موجود در غار سراب تأمين میشود که در 7
کيلومتری غار علیسرد قرار دارد.
16 مهر 1332
روز پنجشنبه، شانزدهم مهر سال 1332، يکی از بهترين روسای فدراسيون کوهنوردی کشور، سرگرد عبدالباقی يحيايی به سمت سومين رييس فدراسيون منصوب شد.
وی که تا روز شنبه، ششم آبان سال 1334 در مصدر کار بود، توسط مهندس ابوالقاسم نوروزی به عنوان نايبرييس و محمدکاظم گيلانپور به عنوان دبير فدراسيون ياری میشد.
پاييز 1219
در پاييز سال 1840 ميلادی برابر با 1219 خورشيدی «سر اوستن هنری لايارد» از
«اشکفت سلمان» يا غار سلمان در منطقهی بختياری بازديد و در سفرنامهی خود نوشت:
«آنان مرا به معبری تنگ که يک غار بزرگ طبيعی در ميان آن قرار داشت، راهنمايی کردند.
در دو طرف ديوارههای غار شکلهايی به بزرگی انسان در وسط سنگ تراشيده بودند… . هر
دو شکل در نهايت مهارت و استادی کندهکاری شده بودند، در سمت چپ شکل اول شرحی که حاوی 36 سطر
خط ميخی بود ديده میشد… روی يکی از لوحهها تصوير پنج انسان کندهکاری شده …
. در انتهای غار بقايا و خرابههای ساختمانی به چشم میخورد که ظاهرا به دوران ساسانيان
تعلق داشته است.
مجسمهها و کندهکاریها و سنگ نبشتههای غار مربوط به دوران ماقبل تاريخ و احتمالا متعلق به
قرون هفتم و هشتم قبل از ميلاد بوده است … . در خلال اوقاتی که من بهطور ناقص و
شتابزده مشغول تهيه و رونوشت از سنگ نبشتههای غار بودم، ملاچراغ و رفقايش دايم مرا مورد آزار
و اذيت قرار میدادند و اصرار داشتند محل واقعی گنج را به آنها نشان دهم. در بالای يکی از
لوحهها حفرهيی در ميان صخرهها وجود داشت که آنها معتقد بودند که گنجينه در آن محل مدفون
است.
هرچه اصرار میکردم که من از وجود گنج اطلاعی ندارم متقاعد نمیشدند. بالاخره آنان بقدری تهديد
کردند که ناچار تنها قمهای که همراه داشتم، در دست گرفتم و آمادهی دفاع شدم… .
مرا رها نموده و به طرف خورجين ترکبند دويدند و شروع به بازرسی محتويات آن نمودند. پس از کمی
تقلا و کشمکش موفق شدم خورجين را از چنگشان خارج نمايم. به اين ترتيب پی بردم ادامهی تحقيقات
برايم ميسر نيست، زيرا ملاچراغ تصميم گرفته بود از ادامهی کارم جلوگيری کند. من با اکراه و
بیميلی از ادامهی بازديد صرفنظر نموده و در حالی که سوار بر اسبم شده بودم در معيت رفقای
نااهل خود به ده ملامحمد مراجعه نمودم».
|