قلمرو كوهستاني ايران بر آن است تا از اين پس با همكاري "داود محمدي فر"،
برگ هايي از تاريخ كوهنوردي ايران را از ميان يادداشت ها و كتب منتشر شده وي به صورت هفتگي منتشر كند.
اين مطالب عموماً از كتاب هاي "تاريخ كوهنوردي در ايران" ،
"روزشمار تاريخ كوهنوردي و غارنوردي ايران" و كتاب هاي زير چاپ "كوه بانو"
(تاريخ كوهنوردي زنان ايران) ، " فرهنگ كوهنوردي و غارنوردي ايران" و "تقويم تاريخ
كوهنوردي ايران" استخراج شده اند. فهرست منابع و مراجع مطالب مزبور در كتاب هاي فوق الذكر
درج شده اند.
مديريت سايت – آذر 1385
31 ارديبهشت 1379
روز شنبه 31 ارديبهشت سال 1379 هجری خورشيدی، زندهياد قدير يزدانی عضو گروه کوهنوردان
آرش، طی يک برنامهی 7 روزه از مسير دشوار شرقی به قلهی «مونت لوگان» با ارتفاع 6050 متر در
مرز کانادا و آلاسکا صعود کرد. اين قله بلندترين قلهی کانادا و دومين قلهی آمريکای شمالی میباشد. قدير يزدانی سال 1380 به علت بيماری سرطان خون درگذشت.
30 ارديبهشت 1379
روز جمعه 30 ارديبهشت سال 1379، مسابقات سنگنوردی قهرمانی کشور برای نخستين بار در رشتهی سرعت در شهر کرج برگزار شد.
در پايان اين مسابقه، مهدی پارسافر از تهران، مجيد الوندی از همدان، محمد رمضانپور از شيروان و عباس محمدی از اراک در بين 42 مسابقهدهنده به ترتيب اول تا چهارم شدند.
24 ارديبهشت 78
روز جمعه 24 ارديبهشت سال 1378 ايرج صفادوست دومين کسی بود که موفق شد از مسير "دوپير" که تا آن زمان سختترين مسير سنگنوردی گشوده شده در ايران بود، صعود کند.
دوپير نام مسيری است به طول 18 متر، در منطقهی خورزنه در 5 کيلومتری شرق شهر همدان که سال 75 توسط اعضای گروه کوهنوردی بابک همدان و دو مربی فرانسوی به نامهای "پير گرانژ و پير فاوير" رولکوبی شد. اين مربيان که برای برگزاری کلاسهای طراحی مسير و مربیگری سنگنوردی به همدان آمده بودند، درجهی سختی اين مسير را 5.13 حدس زدند، اما موفق به صعود کامل آن نشدند.
گفتنی است، نخستين صعود طبيعی اين مسير نخستين بار توسط ستارهی سنگنوردی شهر همدان و عضو پيشين تيم ملی سنگنوردی کشور، امير پيرويسی انجام شده است. وی اين مسير را در سال 1377 به شيوهی Red-Point صعود کرده است و درجهی سختی آن را نزديک به 5.13c میداند.
30 ارديبهشت 1377
دوازده سال پيش در سیام ارديبهشت ماه 1387، چهار کوهنورد از تيم ملی کوهنوردی 12 نفرهی
ايران که در مراحل مختلف، از بين 89 نفر کوهنورد زبده کشور گزينش شده بود، پس از 70 روز دست
و پنجه نرم کردن با انواع خطرها، بالاخره با تلاش و همت کليهی افراد اعزامی به منطقهی
هيماليا، به نمايندگی از تمام آنها و بههمراه دو شرپا به قلهی اورست صعود کردند.
حميد اولنج، محمد اوراز، جلال چشمه قصابانی و حسن نجاريان به همراه شرپا چهولديم و شرپا داتنجی
مقارن ساعت 12 به وقت محلی پس از برقراری چهار کمپ فرعی و يک کمپ اصلی در ارتفاع 5300،
6500، 7400، 7900 متر و با 5000 متر ثابتگذاری طناب توانستند پرچم کشورمان را بهعنوان بيست
و چهارمين کشور جهان بر فراز قلهی 8848 متری اورست برپا کنند.
عزيزالله خلج، محسن نوری، حسن جواهرپور و صمد جباری در طول اردوها در گزينش اعضای تيم ملی
کوهنوردی همکاری قابل تقدير داشتند.
ارديبهشت 1374
در ارديبهشتماه اين سال ، رضا حاجبی تبريزی، دانشجوی ايرانی مقيم آمريکا، از ديوارهی
"ال کاپيتان (El Capitan)" در درهی "يوسميتی (Yosemite)" در شمال ايالت
کاليفرنيا و در سلسله جبال "سيرا نوادا (Sierra Nevada)" از مسير "نور
صبحگاهی" با هم طناب خود به نام "برايان(Brian)" صعود کرد. درجهی سختی اين
مسير 27 طولی در قسمتهای طبيعی 5.9 و در قسمتهای مصنوعی A4 است.
حاجبی بيش از شش ديواره از ديوارههای درهی يوسميتی را صعود کرده است. ديوارهی "ال
کاپيتان" با 1150 متر ارتفاع و شيب 95 تا 120 درجه، دارای چهار مسير معروف به نامهای
مسير ترس پنهان، مسير يا ديوارهی آمريکای شمالی، مسير بينی(Nose)، مسير يا ديوارهی نور صبحگاهی
میباشد، که هر ديوارهنوردی آرزوی صعود از آنها را دارد.
16 ارديبهشت 1372
روز پنجشنبه 16 ارديبهشت يک تيم از گروه کوهنوردی "طرح کاد" و آرش شيراز به منظور نخستين تلاش روی ديوارهی شاداب واقع در شمال کوه شهرک و 80 کيلومتری غرب شيراز راهی روستای شهرک شدند.
در اين برنامهی 2 روزه که با سرپرستی نادر کرمی و همراهی بابک شمشيری و محمد ذکاوت انجام شد، مسيری به طول 250 متر و درجهی سختی 5.9 روی ديوارهی آهکی شاداب گشايش شد. کوهنوردان در مجموع 14 ساعت زمان صرف اين صعود کردند و مسيرشان را "پژوهش" ناميدند.
کوه شهرک در نزديکی روستايی به همين نام از توابع شهر مرودشت میباشد که دور تا دور آن را ديوارههای سنگی محاصره کردهاند.
3 ارديبهشت 1344
روز جمعه 3 ارديبهشت سال 1344 يک اکيپ چهار نفری متشکل از دکتر بهروز صدقی شبستری، اکبر بشردوست و محسن مفيدی به سرپرستی علی اصغر اميننيا جهت مطالعهی وضع قلهی آناپورنا4 عازم نپال گرديد.
گروه با يک نفر شرپا و 12 باربر بعد از 12 روز به پای آناپورنا رسيد و پس از بررسی و عکسبرداری در تاريخ 6 تير در فصل طوفانهای هيماليا به قلهی 6200 متری "نورسان" در مدت 9 روز صعود نمود.
8 ارديبهشت 1331
روز دوشنبه، هشتم ارديبهشتماه سال 1331 هجری خورشيدی، کاروان نخستين کنگرهی کوهنوردی کشور،
عبارت از 18 نفر از کوهنوردان منتخب باشگاهها، اميل مارکاريان، ابوالفضل مهديون، رضا
قديری، رسول قديری، محمد اعظمی، خليل عباسی، ابراهيم صدری، کاظمی، فتحاله زندی، عبداله
رشتيان، عيسی اميدوار، اسکندر جهانداری، علیاصغر اردوخانی، مرتضی پروينچی، حسين غلامشاهی،
گغام ميناسيان و فيلمبردار کريم بختيار به سرپرستی علی شکويی وارد شيراز شد و روز بعد با
حضور محمدرضا شاه پهلوی و ملکه ثريا آغاز به کار کرد.
اردو به مدت پانزده روز ادامه داشت. کلاسهای کوهنوردی و عمليات فنی در نقش رستم برقرار
بود. دو چاه قلعه دختر و قلعه بندر مورد بررسی قرار گرفت و کوهنوردان از غار شاهپور نيز
بازديد نمودند.
ارديبهشت 1325
با موافقت خانم تربيت رئيس دبيرستان نوربخش در محل دبستان مهستي
واقع در پشت عمارت اين دبيرستان، سازمان كوهنوردي دبيرستان نوربخش به سرپرستي خانم نوكياني
تاسيس شد كه برنامه هايي
جهت دوشيزگان تنظيم نموده و به اجرا در آورد. سازمان كوهنوردي اين دبيرستان اولين سازمان
كوهنوردي دبيرستان هاي ايران است كه براي دختران به وجود آمده است.
ارديبهشت 1284
در ارديبهشتماه سال 1284 هجری خورشيدی، برابر با ماه ربيعالاول سال 1323 هجری قمری اولين
کتاب داستانی کوهنوردی ايران نوشتهی شيخ عبدالرحيم ابن ابوطالببن علی مراد نجار تبريزی،
معروف به طالبوف نويسندهی شهير آغاز انقلاب مشروطيت، به نام «مسالک المحسنين» در
قاهرهی (مصر) به چاپ رسيد.
طالبوف آنچنان به کوهنوردی مسلط بوده و موضوع را به طرزی قلم زده که تصور میرود واقعی
است، ولی طرح موضوع صعود به قلهی دماوند از طريق درهی يخار «درهی اژدر» در عالم
خيال است و همراه با مطالب انتقادی ديگر که بهانهايست برای گوشزد نارسايیهای اجتماعی و
روشنی افکار عمومی.
سالهای زيادی است که موضوع خيالی صعود از درهی يخار به قلهی دماوند، بارها به عنوان واقعی
و انجام شده به حساب آمده که نفرات زيادی را دچار اشتباه نموده است، درحالی که حقيقت ندارد
و نويسنده در عالم خواب داستان را توصيف کرده و الحق به خوبی از عهدهی آن برآمده است.
سال 1226 هجری خورشيدی
در سال 1847 ميلادی برابر با 1226 خورشيدی، اولين ميخ کوهنوردی فنی ايران با کاربرد رکاب،
در صخرهی بيستون توسط کردبچهی کوهنورد فرو کوفته شد. «هنری راولينسون» نخستين
بازخوان کتيبهی صخرهی بيستون، از عمليات رقصگونهی اين فنيترين کوهنورد ايران، روی ديواره
با عنوان معجزه ياد نموده و سند تاريخی خود را به انجمن سلطنتی آسيا تسليم کرده است. اين سند
کوهنوردی فنی ايران، هماکنون بر تارک اسناد تاريخی آن انجمن درخشش دارد.
راولينسون چنين مرقوم داشته است:
«از سوی ديگر کوهنوردان که در نهايت مهارت، به تمامی قسمتهای کوه دست يافته بودند
ادعا میکردند، به نقطهی خاصی که در آن افسانهی بابليان حکاکی شده نمیتوان دست يافت. به هر
حال کردبچهی سرکشی داوطلبانه کار بالا رفتن از صخره را آغاز کرد. اولين اقدام او ايجاد شکافی
در صخره بود تا بتواند از آن طريق خود را بالا بکشد. اين پسربچه با کوبيدن يک ميخ چوبی در
يکی از شکافهای صخره طنابی را محکم به آن بست و سپس از طريق آويزان کردن خود، از نوک
انگشتان پا و دست به طور نامتعالی خود را از آن طناب بالا کشيد و به آرامی مسافت 20 پا
(حدود 6 متر) ارتفاع عمودی را پشت سر نهاد که عمل او بيشتر به معجزه شباهت داشت.
او طنابی که همراه داشت را به اولين ميخ گره زد و آن را به دومين نيز متصل ساخت و بدين ترتيب
هر چند با نوسان توانست خود را در مقابل کوههی برجستهی صخره قرار دهد. در اينجا يک نردبان
کوتاه نشيمنگاهی آونگی همانند صندلی رنگرزها درست کرد و بر آن مستقر شد و از آن پس با
نظارت من، طرحی از ترجمههای بابلی کتيبهی داريوش روی کاغذ مخصوص قالبگيری کرد.»
اين رويداد تاريخی صخرهنوردی ايران قبل از تاسيس تمام کلوپ آلپاينها و مدارس کوهنوردی
اروپاييان به وقوع پيوست و 27 سال پيش از تاسيس کلوپ کوهنوردی فرانسه در سال 1874 اجرا
شد. اين ترجمهی بابلی برای تفسير کتيبههای آشوری دارای همان ارزش ترجمهی يونانی سنگ (روزت)
برای متون هيروگليفی مصری داشت. گلين دانيل اضافه نموده است: «راولينسون و آن کردبچه،
هر دو از جالبترين شخصيتهای باستانشناسی به شمار میروند.»
|